تبلیغات
دبیرستان غیردولتی شهید مدرس
 
 
 

آزاد سازی خلاقیت

نویسنده : مجتبی مسعودی | تاریخ : 12:50 ب.ظ - پنجشنبه 30 دی 1395

زبون اینشتن

خلاقیت از ترکیب چیز های عادی به روش های اعجاب انگیز پدید می آید.

این شخص رو میشناسید؟ البته که میشناسید! این مرد، و به ویژه این عکس، نماد هستند. این ها نماد خود خلاقیت هستند.

اما اینشتین هم منبع الهام هست هم ترس. متاسفانه افسانه ی اینشتین باعث گمنام شدن داستان واقعی او شده است. او در بسیاری از زمینه ها معمولی بود، اما به هر حال تونست دنیا رو به گونه ی دیگه ای ببینه و بسیاری از افراد رو به سوی این کار رهبری کرد.

هرچند به طور واضح باهوش بود، اما در سنین پایین تر هیچ استعداد خاصی رو از خودش بروز نداد، نه قوی بود و نه ضعیف. هرچند در دوران کودکی خیلی طرفدار نداشت، اما تنها و فرد گرا هم نبود. نبوغ خارق العاده ی او بیشتر محصول یک روش است که در ادامه به آن می پردازیم.


مطلب شاید کمی طولانی باشه ولی مطمئن باشید ارزش وقت گذاشتن برای خوندن رو داره.

پس صبور باشید.

 

دانش فراگیر فراوان

بسیاری از افراد بر این باورند که برای خلاق بودن باید ایده های قدیمی را دور ریخت و همیشه اینشتین را مثال می زنند، اما این چنین نیست.

هرچند داستان های ساختگی مبنی بر اینکه او امتحانات ریاضی رو مردود می شد وجود دارند و همه گیر هم هستند، اما اینشتین شاید دانش آموز بی انضباطی بوده ولی در نهایت دانش آموز خوبی بوده. او به طور جدی شروع به مطالعه ی فیزیک کرد، و کار خودش رو به سمت دکتری پیش برد و به دنبال یک شغل به عنوان یک پروفسور معمولی فیزیک بود. قابلیت ضعیف سخنرانی او، و احتمال رفتار و اخلاق او به عنوان یک پروفسور، باعث شد از یک آینده شغلی آکادمیک معمولی باز بمونه.

علاوه بر این، حتی انفجار خلاقیت افسانه ای او در سال 1905، که این دوره رو سال اعجاز او می نامند، بیشتر بر روی موضوعاتی سر شد که به طور گسترده بین فیزیکدانان وقت بحث می شده. کشفیات او با استفاده از موضوعاتی مثل قانون پلانک و معادله ی ماکسول، که برای فیزیکدانان بحثی عادی است ولی برای افراد عادی هنوز هم پیچیده است، صورت گرفته.

پس هرچند این درست است که او به جهاتی از نظر فکری جدای از جامعه ی فیزیکدانان معمولی بوده است اما این کار از روی انتخاب نبوده. در واقع او برای پذیرش (خود و تز دکتری اش) بسیار جنگیده است. در مسیری مشابه، بسیاری از افراد خلاق در زمینه ی علمی مربوط به خود دانش آموزان مشتاقی بودند.

این خوب است که بدانیم که قوانینی که پیش روی شما وضع شده اند برای شکستن ساخته شده اند.

مساله ی خوب

وقتی یک پسر بچه بود، اینشتین رویای سواری بر روی باریکه ی نور را داشت. آن گونه که معادله ی ماکسول بیان می کرد سرعت نور ثابت است، این ایده مساله ی جالبی را مطرح کرد. زمانی که سوار بر باریکه ی نور باشید چه چیزی رو می تونید ببینید؟ بعد ها اینشتین سوال دیگری را مطرح کرد – اگر در فضا سوار یک آسانسور شوید چه اتفاقی می افتد؟

هر دوی این سوال های به ظاهر ساده منجر به کشف های بسیار بزرگی شدند. از سوال اول، اینشتین بیان کرد که اگر سرعت نور ثابت باشد پس زمان و مکان باید با هم رابطه داشته باشند. از دومی، او حدس زد که حرکت و جاذبه پدیده های مشابهی هستند. این افکار به ترتیب سنگ بنای نظریات نسبیت خاص و نسبیت عام شدند.

یکی از برجسته ترین جنبه های روش اینشتین این بود که قابلیت شناسایی مسئله در زمانی که حق با او بود به همان اندازه با ارزش بود، و هست، که او اشتباه می کرد. او از مناظره ی معروفش با بور بازنده بیرون آمد ولی سوالاتی که او مطرح کرد باعث شکل گیری علم فیزیک تا دهه های بعد شد.

یکی از معروفترین اشتباهات اینشتین، پارادوکس EPR (آزمایش فکری اینشتین-پودولسکی-روزن) ، منجر به دورنورد (Teleport) کردن موفق فوتون های نور به فواصل دور دست در آزمایشگاه های IBM در سال 1993 شد. این به خاطر قابلیت او در شناسایی مطالب مهم است که باعث شده اشتباهات او پر بار تر از موفقیت های او باشد.

فراتر رفتن از حیطه ی علمی

ما اغلب چنان درگیر حیطه و رشته ی علمی مربوط به خود، شامل الگو ها، مسائل، کاربرد ها، جامعه ی علمی و غیره هستیم، که گاهی فراموش می کنیم در جاهای دیگر به سراغ فکر و ایده بگردیم، این یک اشتباه است. خلاقیت بزرگ همانطور که از وسعت فکر نشئت می گیرد نیازمند به عمق فکری هم هست.

کشف های بزرگ اغلب از سر هم کردن دانستنی ها از حیطه های متفاوت صورت می گیرد. در ادامه چند مثال می آوریم.

اینشتین و هیوم: هر چند تمرکز اینشتین بیشتر بر روی فیزیک بود، اما او به طور گسترده به مطالعه ی فلسفه هم مشغول بود. او به طور خاص تحت تاثیر دیوید هیوم و ایده هایش در مورد شک گرایی و مساله ی بررسی درستی استقرا (Problem of Induction) قرار گرفته بود.

در حالی که هیوم بر روی برتری علوم تجربی بحث می کرد، او متوجه شد که تکیه بر روی تجربیات گذشته باعث گمراه شدن ما می شود. او به طور صحیح بیان کرد که حتی باور ما مبنی بر اینکه خورشید فردا طلوع خواهد کرد عمدتا محصول مصلحت و آسودگی است.

این طرز فکر به طور ویژه برای مسائلی که اینشتین بر روی آن ها کار می کرد مفید بود. هرچند ما زمان و مکان را به طور ثابتی تجربه می کنیم و جاذبه را جدای از حرکت فرض می کنیم، اینشتین متوجه شد که حقیقت می تواند جز این باشد. که او اینگونه، در کنار پشت کار او برای اثبات ریاضی این ها، باعث تغییر دنیا شد.

پیکاسو و هنر های آفریقایی: در نیمه ی عمر خود، پیکاسو هنرمندی مشهور در پاریس بود، اما مواجه شدن او با هنر های آفریقایی بود که باعث شد او سبک کوبیسم را پایه گذاری کند و باعث ایجاد نقطه ی عطفی در زندگی حرفه ای او شد. کار های بعدی او، که ترکیب جنبه هایی از سبک های اروپایی و آفریقایی بود، دنیای هنر را برای همیشه دگرگون کرد.

پیکاسو هنرمندی برجسته و کلیدی در قرن بیستم شد نه به خاطر مهارت های تکنیکی خارق العاده اش، بلکه به خاطر استعدادش در ترکیب سبک ها و حیطه های مختلف.

واتسون و کریک:  در دهه ی 1950 تعدادی دانشمند بزرگ بودند که به دنبال قفل گشایی کد های ژنتیکی بودند.

لینوس پاولینگ افسانه ای از همان مدل سازی استفاده می کرد که به او کمک کرد ساختار سایر مولکول های مهم را شناسایی کند. روزالیند فراکلین با استفاده از روش های نوین پرتو نگاری اشعه ایکس به مسائل هجوم می برد و اروین چارگف قوانین معین کننده ی ساختار DNA را کشف کرده بود.

اما هیچ کدام از این ها موفق به این کار نشدند، بلکه دو محقق ناشناس، جیمز واتسون و فرانسیس کریک توانستند این مسئله را حل کنند. به طور شگفت آوری آن ها این کار را نه با بدست آوردن اطلاعات جدید، بلکه با ترکیب افکار افرادی که نامشان ذکر شد این کار را کردند.

پافشاری

مهم نیست که چقدر باهوش باشید، اکثر ایده های شما بی مصرف هستند. و این هیچ اشکالی نداره. خود اینشتین هم بسیار جدل کرد و اغلب (به ویژه در دوران حرفه ای اخیرش) اشتباه می کرد.

"سال اعجاز" ابتدایی او که باعث پرتاب او به خط مقدم فیزیک شد بعد از سال ها سختی کشیدن، یاس و ناامیدی صورت گرفت. حتی پس از افکار اولیه اش در مورد نسبیت عام، او ده سال دیگر بر روی اثبات و شناسایی اسرار نسبیت عام تلاش کرد، که در این حین بار ها و بار ها به بن بست خورد.

اما هیچگاه تسلیم نشد. وقتی که با PhD او مخالفت شد، او به مطالعه و کار بر روی فیزیک در اوقات فراغتش ادامه داد. در جایی که زمینه ی ریاضی اش برای حل مسائل نسبیت عام کمبود داشت او به سراغ مطالعه ی هندسه ی نا اقلیدسی رفت و در نهایت داوید هیلبرت، یکی از بزرگترین ریاضیدانان عصر، را شکست داد.

بر خلاف سیمای شاد او، اینشتین جنجالی بود. نه تنها به این علت که از مطرح کردن ایده های ناب و غیر معمول واهمه ای نداشت بلکه به این دلیل که دارای استحکام تحمل کردن سال ها محرومیت برای بازبینی این ایده ها بود.

خلاقیت چیزی است که از پس هر کسی بر می آید

در واقعیت، همه ما گول خورده ایم. فردی که عکس او را در ابتدا مشاهده کردیم آن چنان هم خلاق نبوده و چندان به چیزی دست نیافته است.

در واقع او چنان در فکر کردن خشک بوده است که نتوانست نظریه ی کوانتوم را که شکل دهنده ی فیزیک امروز است را بپذیرد.

واقعیت این است که عکس زیر، مامور دولتی با لباسی معمولی، به جای نمادی که ما امروز می شناسیم دنیا را تغییر داد.

اینشتین جوان

متاسفانه ما عادت کردیم خلاقیت را جدا کنیم. بنگاه های معمالاتی معمولا دارای تیم خلاقیت هستند و سازمان ها اغلب بر روی مشاوران استراتژیک برای ایده های نو تکیه می کنند. در صورتی که هیچ دلیلی برای اینکه فکر ها و ابداعات باید توسط یک شغل خاص تعیین شوند وجود ندارد.

همانطور که رابرت وایزبرگ در کتاب خوبش "خلاقیت: افسانه ی نبوغ" اشاره می کند، تفکرات خلاقانه ی بزرگ از داخل فرایند های فکری بسیار ساده صورت می پذیرد. نبوغ، البته موثر است اما نیازی بنیادین نیست و بسیاری از آن کسانی که نابغه خطاب می شوند دارای IQ نسبتا معمولی هستند.

پس راز آزادسازی خلاقیت رفتن به سراغ ایده های نامأنوس و آتشین یا انتظار کشیدن برای الهام غیبی و الهی نیست، بلکه از طریق شناخت حیطه ی خود، ایجاد مسائل خوب، استفاده از ایده های مناسب از حیطه های مختلف و جست و جوی مشتاقانه برای راه حل های موثر است. این چیزی است که در دسترس همه ما قرار دارد.

خلاقیت از ترکیب چیز های عادی به روش های اعجاب انگیز پدید می آید.









برچسب ها : اینشتین , نبوغ , خلاقیت , آزادسازی خلاقیت ,
دسته بندی : آموزش های مفید , مشاوره ,
 

آخرین مطالب

» تکنیک حل مسئله SCAMPER ( یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 )
» با ما همراه باشید ... ( یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 )
» آزمایشگاه ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» برف بازی ( پنجشنبه 26 بهمن 1396 )
» هرم یادگیری ( شنبه 16 دی 1396 )
» شش دغدغه افراد باهوش ( شنبه 2 دی 1396 )
» جبران کمبود خواب ( شنبه 25 آذر 1396 )
» مراسم روز بزرگداشت حافظ ( شنبه 22 مهر 1396 )
» 12 نکته برای بالا نگه داشتن سطح انرژی ( پنجشنبه 13 مهر 1396 )
» هر هفته، سال نو مبارک !!! ( چهارشنبه 8 شهریور 1396 )
» تله ی ذهنی نسبیت ( دوشنبه 6 شهریور 1396 )
» لیست 100 تایی ( دوشنبه 30 مرداد 1396 )
» عادت "چرا؟" ( دوشنبه 23 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان (قسمت دوم) ( یکشنبه 22 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان ( چهارشنبه 18 مرداد 1396 )