تبلیغات
دبیرستان غیردولتی شهید مدرس
 
 
 

تله های ذهنی (قسمت دوم)

نویسنده : مجتبی مسعودی | تاریخ : 10:56 ق.ظ - دوشنبه 18 بهمن 1395

ده تله ی ذهنی خطرناک و راه های مقابله با آن ها (قسمت دوم)

در قسمت اول این مطلب بر روی 5 تله ای که به قابلیت تفکر منطقی ما صدمه می زند بحث کردیم. به عنوان خلاصه، این ها بحث شدند:

1.      تله ی لنگر: اتکای بیش از حد به فکر اول

2.      تله ی وضع موجود: ادامه بر ماندن

3.      تله ی هزینه ی غرق شده: دفاع از تصمیمات قبلی

4.      تله ی تصدیق: دیدن آن چیزی که دوست دارید

5.      تله ی اطلاعات ناقص: مرور فرضیات خود

حال نوبت کامل کردن لیست و نمایان کردن پنج تله ی خطرناک باقی مانده است.


     1.      تله ی همنوایی: همه همین کار را می کنند

در یک سری از آزمایشات، محققان از دانش آموزان یک کلاس یک سری سوالات ساده پرسیدند و، همان طور که پیش بینی می شد همه به سوالات جواب درست دادند. در گروهی دیگر، سوالات مشابه پرسیده شد ولی این بار چندین بازیگر در نقش دانش آموز در بین این گروه بودند و از عمد پاسخ نادرست می دادند. این بار، بسیاری از دانش آموزان جواب های اشتباه دادند که بر اساس پاسخ دستیاران محققان (بازیگران) بود.

این "غریزه ی گله ای" در همه ی ما – به مراتب متفاوتی – وجود دارد. حتی اگر حاضر به اقرار به آن نباشیم، رفتار افراد دیگر شدیدا بر روی ما تاثیر می گذارد.

از اینکه کودن به نظر برسیم می ترسیم: اشتباه کردن همراه با بسیاری از افراد دیگر اغلب چیز بزرگی نیست، اما زمانی که به تنهایی اشتباه می کنیم باید به تنهایی مذمت شویم. در یک گروه همیشه برای عادت کردن به رفتار گروه از طرف همراهان فشاری وجود دارد.

این میل به انطباق و همنوایی به صورت آشکاری در تبلیغات استفاده می شود. اغلب کسب و کار ها محصولاتی را نه بر اساس ویژگی های آن بلکه بر اساس اینکه چقدر پر طرفدار هستند به ما می فروشند: چون بقیه هم این ها را زیاد می خرند پس چرا ما به آن ها نپیوندیم؟

همنوایی یکی از مهمترین دلایلی است که باعث می شود یک کتاب به پرفروشترین کتاب تبدیل شود و مدت ها در آن لیست "قفل شود" و همان جا بماند. مردم دوست دارند آن چه را مصرف کنند که "دیگران" هم مصرف می کنند.

چه کنیم؟

·         تاثیرات افراد دیگر را کم کنید. زمانی که اطلاعات را بررسی می کنید، خود را از نظرات دیگران پوشش دهید – حداقل در ابتدا. این بهترین را برای تصمیم گیری است بدون اینکه به طور ناخودآگاه توسط نظرات دیگران منحرف شوید.

·         اخطار "عایق اجتماعی". همیشه زمانی که کسی بخواهد شما را تنها بر اساس محبوبیت یک انتخاب به جای ارزش های آن قانع کند هشیار باشید.

·         شجاع باشید. خواهان غلبه بر موانع و دفاع از دیدگاه خود باشید، فارغ از اینکه چقدر کم طرفدار و نامحبوب است. از این نترسید که بگویید پادشاه لباس بر تن ندارد.

2.      تله ی توهم کنترل: تیری در تاریکی

آیا دقت کرده اید در بازی هایی که باید به طور شانسی چیزی را انتخاب کنید (مانند یک کارت در یک قرعه کشی) بسیاری از مردم تمایل دارند تا خودشان آن را انتخاب کنند تا کسی دیگر این کار را برایشان انجام دهد. همه می دانیم که فرقی نمی کند کارت از کجا و توسط چه کسی انتخاب شود، شانس بردن تغییری نمی کند، پس چرا اینقدر دوست داریم تا کارت را خودمان انتخاب کنیم؟

جالب است که در شرایطی که هیچ گونه کنترلی بر آن نداریم، باز هم به تمایل داریم به طوری غیر منطقی باور کنیم به گونه ای می توانیم بر روی نتایج تاثیری بگذاریم. به در کنترل داشتن اوضاع علاقه ی عجیبی داریم.

البته، همیشه راحت ترین راه برای افتادن به این دام در بازی های شانسی است، اما تمایل به دست بالا گرفتن کنترل خود بر روی جریانات، تمامی جنبه های زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

متاسفانه، بر خلاف مثال بالا، نتیجه ی تصمیمات ما معمولا پیچیده و به هم مرتبط اند. برآورد اینکه تا چه حد مسئول نتیجه ای که میگیریم هستیم، بسیار سخت است. در حالی که بعضی از نتایج را می توانیم دنباله ی تصمیمات خود ببینیم، بخشی از آن ها به طور قطع خارج از کنترل مستقیم قرار می گیرند.

چه کنیم؟

·         درک کنیم که شانس و تصادف بخشی از زندگی است. هرچند ممکن است که درک و اقرار به آن سخت باشد، اما بعضی از چیز ها کاملا تصادفی اند – به معنی آن که آن ها ابدا وابسته به تصمیمات شما نیستند. مسئولیت چیز هایی را که می توانید بر روی آن ها تاثیر بگذارید بپذیرید و بدانید که چیز های بسیاری وجود دارند که هیچ کاری در مورد آن ها نمی توانید انجام بدهید. به جای اینکه فرض کنیم یا انتظار داشته باشیم که هر رخدادی تحت کنترل ماست بهتر است انتخاب کنیم چه پاسخ و رفتار هشیارانه ای در برابر آن ها از خود نشان دهیم.

·         مواظب خرافات باشید. به این فکر کنید که چه مقدار از تصمیماتی که می گیرید بر مبنای چیز هایی است که واقعا هیچ توضیحی برای آن ندارید. آن نادانسته ها را به طور مشخص بشناسید و مورد مطالعه قرار دهید – به جای اینکه وانمود کنید که می توانید آن ها را کنترل کنید.

3.      تله ی انطباق رویداد ها (اتفاق) – احتمالات برای ما اشتباه اند

جان رایلی یک افسانه است. او برنده ی جایزه ی لاتری شد که احتمالش یک در یک میلیون بود – آن هم دوبار! که این یعنی احتمال یک در یک تریلیون – که یعنی یا در قرعه کشی تقلب شده یا اینکه جان توسط فرشته ی خوش شانسی تبرک شده است. مگر نه؟

خب، نه خیلی. بگذارید کمی ریاضی کار کنیم: اگر، در طی سال ها، 1000 برنده ی لاتری حداقل 100 بار به بازی کردن ادامه دهند تا "معجزه" ی بردن مجدد را تکرار کنند، این تبدیل به شانس 10% اینکه یکی از آن ها دوباره برنده شوند تبدیل می شود که غیر قابل چشم پوشی است.

این یعنی که "معجره" نه تنها ممکن است بلکه – با دفعات تلاش کافی – احتمال آن به حدی افزایش می یابد که تقریبا اجتناب ناپذیر می شود.

یک مثال قدیمی: یک گروه 23 نفره کافی است تا اینکه حداقل دو نفر از آن ها روز و ماه تولدشان یکی باشد (استدلال لانه کبوتری)

احتمالات غیر حسی این گونه عمل می کنند.

چه کار کنیم؟

·         بیش از حد بر روی برآورد های شانسی خود تکیه نکنید. در حالی که بسیاری از مواقع این کار جواب می دهد، برآورد های شانسی بعضی وقت ها بسیار دور تر از واقعیت هستند. از کم کردن اهمیت این برآورد ها در ذهن خود یا فهمیدن نتایج غیر قابل پیش بینی در اعتماد به آن ها مطمئن شوید.

·         مواظب احتمالات "بعد از عمل" باشید. در مثال جان رایلی، یکی از احتمالات این است که شخصی دوبار برنده ی لاتری شود – از عقب به آن نگاه کنیم. یک احتمالا کاملا متفاوت این است که شخص خاصی – که قبل بدست آمدن نتیجه انتخاب شده باشد – برنده شود: این احتمال دقیقا برابر یک در یک تریلیون است – و باعث می شود تا به صحت قرعه کشی شک کنیم.

4.      تله ی یادآوری: همه ی حافظه ها همانند هم خلق نشده اند

بهترین حدس شما از احتمال سقوط مرگبار یک پرواز که به طور تصادفی انتخاب شده باشد چیست؟ در حالی که بسیاری از مردم بسیار بیش از حد این را تخمین می زنند، تحقیقات MIT نشان می دهد که در واقعیت این اتفاقات مرگبار 1 در 10,000,000 است.

این واقعیت که مردم در تخمین احتمالات به درد نمی خورند تنها بخشی از تمایل به تخمین اشتباه در ماست: اگر همین سوال را بعد از یک سانحه هوایی فاجعه بار بپرسید باید آماده ی حدسیات تعصب بار تری باشید.

چیزی که اتفاق می افتد این است که ما اطلاعات را بر اساس تجربه ی خود بررسی می کنیم، بر اساس چیز هایی که به یاد می آوریم. به همین دلیل، به اندازه ی زیادی تحت تاثیر وقایعی که پر رنگ تر از بقیه هستند قرار می گیریم، وقایعی که به شدت از آن ها متاثر شده ایم یا اخیرا اتفاق افتاده اند. هر چه یک رویداد "ویژه تر" باشد، احتمال تاثیر بد بر روی طرز فکر ما بیشتر است. البته، هیچ کس به 9,999,999 هواپیمایی که سالم به مقصد می رسند اهمیتی نمی دهد – پس طبیعی است که آن ها را فراموش کنیم.

چه کنیم؟

·         به دنبال اطلاعات محکم باشید. مثل همیشه، اگر مجبور نیستید، بر روی حافظه ی خود تکیه نکنید. البته از آن استفاده کنید، ولی همیشه تلاش کنید تا اطلاعاتی بدست آورید که یادآوری های شما را در اسرع وقت تایید یا تکذیب کنند.

·         مواظب احساسات خود باشید. زمانی که اطلاعات را بررسی می کنید، سعی کنید احساسات خود را خارج از آن نگه دارید، حداقل موقت. اگر حادثه ای را بررسی می کنید، وانمود کنید که بسیار پیش تر اتفاق افتاده است یا برای کسی اتفاق افتاده که به شما مربوط نیست. به همین سبک، اگر از کسی نظر می خواهید، افرادی را پیدا کنید که احساساتشان در نتیجه ی بدست آمده دخیل نباشد.

·         مواظب رسانه ها باشید. رسانه ها به طور آشکار در اهمیت یک رویداد اغراق می کنند در حالی که به سایر رویداد ها اهمیتی نمی دهند. همیشه اطلاعات را بر اساس ارتباط و دقتشان بسنجید، نه بر اساس پوشش خبری که دارند.

5.      تله ی برتری: اغلب بالاتر از میانگین هستند

در یک مطالعه از یک سری راننده نظر سنجی شد و از آن ها درخواست شد تا مهارت رانندگی خود را در مقایسه با سایر افراد داخل این آزمایش مقایسه کنند. تقریبا تمامی آن ها (93% !) خودشان را "بالاتر از میانگین" دسته بندی کردند.

با استثنا کردن برخی افراد، همه ی مردم دیدگاه بسیار باد کرده ای نسبت به خود دارند. آن ها مهارت ها و توانایی های خود را بالاتر از آنچه که هست فرض می کنند که باعث تصمیمات اشتباه بسیاری می شود.

و به همین دلیل تصمیم گرفتم این تله ی به خصوص را در آخر بیان کنم. بعد از اینکه از این تله هایی که تا اینجا بحث شد مطلع شدیم، ممکن است بستر افتادن به دام تله ای دیگر برای ما فراهم شود: باور اینکه حال ما در برابر این تله ها مقاوم هستیم.

البته، قدم اول برای گرفتار شدن در تله های ذهنی آگاهی و هشیاری مداوم است، اما مواظب باشید: متوجه شدن به دام افتادن دیگران در این تله ها بسیار بسیار ساده تر از خودمان است.

چه کنیم؟

·         متواضع باشید. همیشه به یاد داشته باشید که همه ما نقطه ضعف داریم (بله این شامل من و شما هم می شود)!

·         خودتان را با افراد راستگو محاصره کنید. اگر همه ی ما دارای نقطه ضعف باشیم، هیچ چیز بهتر از آن نیست که افراد راستگو در اطرافمان باشم تا این نقطه ضعف ها را به ما گوش زد کنند.

·         تعادل را رعایت کنید. این "تله های فکری" بخشی از وجود ما هستند: این ها باعث می شوند که ما انسان باشیم. استفاده از تفکر روراست و منطقی برای تصمیم گیری مهم است، ولی این به این معنی نیست که حس درونی جایگاه خود را از دست داده است. اشتباه نکنید: هنوز فکر می کنم که شناخت تله های فکری بسیار مفید است – اما بیش از حد لازم بر روی آن ها متمرکز نشوید.

منابع بیشتر

این ده تله ی فکری برای بررسی تاثیر تعصب ها بر روی تفکرات ما، تازه شروع کار است. لیست تعصبات شناختی در ویکی پدیا بیش از 100 نوع از این تله ها را معرفی می کند، که باعث می شود برای یادگیری بیشتر نقطه شروع خوبی داشته باشیم.

 

 



برچسب ها : تله فکر , تله ذهن , دام فکر , دام ذهن ,
دسته بندی : مشاوره ,
 

آخرین مطالب

» تکنیک حل مسئله SCAMPER ( یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 )
» با ما همراه باشید ... ( یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 )
» آزمایشگاه ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» برف بازی ( پنجشنبه 26 بهمن 1396 )
» هرم یادگیری ( شنبه 16 دی 1396 )
» شش دغدغه افراد باهوش ( شنبه 2 دی 1396 )
» جبران کمبود خواب ( شنبه 25 آذر 1396 )
» مراسم روز بزرگداشت حافظ ( شنبه 22 مهر 1396 )
» 12 نکته برای بالا نگه داشتن سطح انرژی ( پنجشنبه 13 مهر 1396 )
» هر هفته، سال نو مبارک !!! ( چهارشنبه 8 شهریور 1396 )
» تله ی ذهنی نسبیت ( دوشنبه 6 شهریور 1396 )
» لیست 100 تایی ( دوشنبه 30 مرداد 1396 )
» عادت "چرا؟" ( دوشنبه 23 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان (قسمت دوم) ( یکشنبه 22 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان ( چهارشنبه 18 مرداد 1396 )