تبلیغات
دبیرستان غیردولتی شهید مدرس
 
 
 

هزینه ی غرق شده

نویسنده : مجتبی مسعودی | تاریخ : 10:47 ق.ظ - دوشنبه 16 مرداد 1396

4 روش برای غلبه بر تله ی فکری "هزینه غرق شده"

تله ی "هزینه غرق شده" قبلا در موضوع تله های ذهنی به طور مختصر معرفی شده است. در این جا قصد داریم موضوع را کمی بازتر کنیم، پس اگر قسمت هایی از این مطلب تکراری بود تعجب نکنید.

 

هزینه غرق شده یا sunk cost یک تله ی فکری است که نه تنها باعث کندی پیشرفت انسان می شود بلکه می تواند باعث شود افراد تمام زندگی خود را بر سر مسئله ای به هدر دهند. خبر خوب این است که مانند بسیاری از تله های فکری، بزرگترین قدم برای غلبه بر آن، به طور خیلی ساده، آگاه شدن از آن است.

فرض کنید بلیتی غیر قابل بازگشت را برای تماشای مسابقه ی والیبال پیش خرید کرده اید. اما در شب مسابقه، حوصله ی بیرون رفتن از خانه را ندارید: خسته اید، هوای بیرون بسیار سرد است و قرار است مسابقه به طور زنده از تلویزیون پخش شود. حال از اینکه این بلیت را خریده اید پشیمان هستید، چون در واقع ترجیح می دهید در خانه ی خود بمانید، بخاری را روشن کنید و جلوی تلویزیون دراز بکشید.

اما شما بلیت را تهیه کرده اید و خیلی گران و نایاب بوده.

چه کار باید کرد؟


آشکار شدن تله ی "هزینه غرق شده"

هزینه های غرق شده، هزینه هایی هستند که غیر قابل بازگشت هستند. چیزی که از دست داده اید و دیگر باز نخواهد گشت، علی رغم هر تصمیمی که در آینده بگیرید. مانند عضویت در یک باشگاه است: چه از مزیت های باشگاه استفاده کنید چه نکنید، پولی که هزینه کرده اید رفته و دیگر باز نمی گردد.

در مثال مسابقه ی والیبال، نکته اینجاست که پولی که هزینه کرده اید باز نخواهد گشت پس بهتر است هر کاری که برای شما بهتر است انجام دهید. پس، مگر اینکه بتوانید به صورتی بلیت را بفروشید، اینکه این بلیت را خریداری کرده اید را کاملا فراموش کنید. حتی بهتر است از بلیت به عنوان سوخت بخاری خود استفاده کنید و از تماشای مسابقه در تلویزیون لذت ببرید.

البته این کار در حرف بسیار ساده تر از عمل است. سد های روانی بسیاری در مسیر فراموش کردن خرید یک بلیت گران قیمت وجود دارد. و اگر چنین سد هایی برای یک بلیت ساده ی مسابقه ی والیبال وجود دارد، قدرت این تله را وقتی نوبت به چیز های مهمتری، برای مثال، یک رابطه ی دوستانه ی طولانی که زمان زیادی را صرف آن کرده اید و دیگر قابل ادامه دادن نیست، تصور کنید.

این همان تله ی هزینه ی غرق شده است. اما این تله تنها شامل پول نمی شود. هر نوع، سرمایه گذاری و هزینه از هر نوع مانند زمان، پول، تلاش، یا هر چیز دیگری می تواند مشمول این تله ی فکری می شود.

آیا شما قربانی این تله هستید؟

اصرار بر تصمیم نادرست به خاطر اینکه نمی توانیم از هزینه ای که کرده ایم و دیگر قابل بازگشت نیست بگذریم به قدری رایج است که می توانیم در هر جایی آن را ببینید. شرکت های بزرگ و سازمان ها بسیار زیاد در این تله گرفتار می شوند.

واقعیت این است که این تله ی ذهنی در توان تصمیم گیری ما نفوذ می کند و نه تنها سازمان ها بلکه در سطح شخصی نیز ما را تحت تاثیر قرار می دهد. به چند مثال زیر توجه کنید.

·        تصمیمات بد زندگی: نظرتان راجع به ادامه دادن شغلی که هیچ علاقه ای به آن ندارید و کفاف زندگی شما را نمی دهد، تنها به خاطر اینکه "وقت زیادی را صرف آن کرده اید" چیست؟ یا ادامه دادن یک رابطه تنها به خاطر سال هایی که صرف آن کرده اید؟ این ها از رایج ترین مثال های موجود هستند. افراد سال های بسیار زیادی حتی کل زندگی خود را به هدر می دهند.

·        تصمیمات اقتصادی نادرست: آیا شما هم کسی را می شناسید که از فروختن چیزی با قیمتی کاملا عالی سر باز زند، تنها به خاطر اینکه پول زیادی را برای خرید آن هزینه کرده است؟ (مانند اجناس مختلف، ملک و املاک یا بورس) مانند قمار بازانی که دست از قمار بر نمی دارند و حرفشان این است که پولی که "از دست داده اند" نباید "پایمال شود"

·        تصمیمات اشتباه روزمره: غذای زیادی سفارش داده اید، اما با این حال همه ی آن را می خورید با این که سیر شده اید و دیگر معده گنجایش این همه غذا را ندارد. وسایل به درد نخور و بنجل زیادی را در خانه ی خود نگه می دارید، تنها به خاطر اینکه پول بابت شان خرج کرده اید. یک فیلم بد را تا انتها مشاهده می کنید فقط به این خاطر که شروع به دیدن آن کرده اید یا اگر در سینما باشید فکر پولی که بابت بلیت یا زمانی که صرف این کار کرده اید مانع از ترک سالن می شود. این قبیل مثال ها بسیار زیاد است. نتایج هر کدام از این ها شاید در ابتدا پیش پا افتاده به نظر برسد اما اگر خوب به آن فکر کنید، به قدری این اشتباهات در زندگی ما تکرار می شود که خیلی زود حجم آن زیاد می شود.

چرا در این تله میافتیم و چگونه از آن جلوگیری کنیم؟

حال این سوال پیش می آید که اگر هزینه ی غرق شده چیز بدی است، پس چرا به آن گرفتار می شویم؟ و از همه مهم تر چگونه در این دام فکری نیفتیم؟ در این جا چهار دلیل برای اینکه چرا در این دام میافتیم و راه های خلاصی از آن ارائه شده است.

1.     همه ی ما تمایل داریم نتیجه ای که می گیریم ارزش هزینه مان را داشته باشد

این دلیل بنیادین پشت این رفتار ماست. همه ی ما علاقه ی شدید در به ثمر رسیدن تلاش خود داریم. دوست نداریم که حس کنیم چیزی را به دلیل و بی نتیجه از دست داده ایم پول، زمان و هر چیز دیگری. که این اصلا چیز بدی نیست. این یک رفتار ذاتی است که هم عاملی بازدارنده است از انجام کار های بیهوده و همچنین عاملی انگیزشی برای ادامه دادن کار های درست، اما، گاهی اوقات یا بهتر بگویم اکثر اوقات حتی با وجود اینکه از ته دل می دانیم تصمیم و روشی که انتخاب کرده ایم اشتباه است و نتیجه ای نخواهد داشت، باز هم به انجام آن کار اشتباه اصرار می کنیم.

راه حل

البته همه ی ما دوست داریم که هزینه ای که صرف کرده ایم بازگشتی داشته باشد. و نداشتن چنین انتظاری کاملا احمقانه است. ولی باید مطمئن شد که فقط و فقط به دلیل هزینه ای که کرده اید بر سر موقعیت خود نمانده اید. یک حرکت اشتباه با پافشاری بر آن درست نمی شود، مگر اینکه بتوانید کاری بسیار موثر در بهبود نتیجه ی نهایی انجام دهید.

بیشتر از این بر روی تصمیم اشتباه خود هزینه نکنید و هزینه های جدید را خرج تصمیمی جدید و درست کنید: ضرر خود را قبول کنید و دوباره تلاش کنید. جلوی ضرر را از هر جا بگیرید سود است.

2.     از شکست و احمق جلوه داده شدن می ترسیم

از دنیایی زندگی می کنیم که موفقیت محور است. قبول ضرر یعنی اقرار به اشتباه، اگر این اقرار علنی هم نشود، حداقل برای خودتان آشکار می شود. غرور ما همواره سخت تلاش می کند تا به تعهدات خود عمل پایبند بمانیم، و این باعث می شود تا نواقص خود را نادیده بگیریم. اگر تعهدی را برای دیگران علنی کنید احتمال اینکه به آن وفا نکنید بسیار کمتر می شود، و در نتیجه توضیحاتی که برای شکست خود باید ارائه کنید هم زیادتر.

راه حل

به خودتان اجازه ی خطا بدهید. اعتراف سریع به اشتباه بسیار پر بازده تر از تحمل یک وضعیت غیر قابل قبول است برای "سرخ نگه داشتن صورت". این را بدانید که دست کشیدن از یک کار، شکست نیست (در واقع گاهی اوقات دقیقا بر عکس هم هستند)

حتی از این هم بهتر، مانند سقراط عمل کنید و جور دیگری فکر کنید: از اقرار به اشتباه خود افتخار کنید. ذهنیت خود را از مخفی کردن اشتباهات به آشکار سازی مداوم آن ها تغییر دهید. به دنبال شان بگردید: هر چه بیشتر بهتر. مطمئنا در ابتدای امر احساس عدم امنیت و استرس خواهید داشت، اما وقتی به آن عادت کنید، نسبت به نقد های نا منصفانه ایمن می شوید.

3.     ما به تعهدات خود وابسته می شویم

 بعد از اینکه تصمیم به انجام کاری گرفتیم، احساس وابستگی به آن کار پیدا می کنیم. هر چه تعهدات با بزرگتر باشند، رها کردن آن ها سخت تر می شود. و نه علاوه بر آن، اعتماد به نفس کاذب از اینکه کاری که تصمیم به انجام آن داریم حتما منجر به نتیجه ی مطلوب می شود، یک خصلت انسانی است. همه ی ما در برآورد احتمال موفقیت تصمیمی که از قبل گرفته ایم تعصب داریم (که این خود تله ی فکری دیگری است به نام احتمال بیش از حد خوش بینانه)

راه حل

از تعصبات طبیعی که باعث می شود به کار خود ادامه دهید آگاه باشید. در حالی که گزینه های دیگر را بررسی می کنید، تصمیم کنونی خود را به عنوان یکی از گزینه های پیش رو بررسی کنید، نه تصمیم اولیه.

همچنین، سعی کنید احساسات خود را نسبت به تصمیمی که از قبل گرفته اید قطع کنید. به ویژه مواظب کار هایی باشید که در گذشته جواب گو بوده اند چون این هیچ وقت تضمین کننده ی جواب گو بودن دوباره ی آن کار نیست.

روشی برای پشت سر گذاشتن این مشکل "فکر کردن از نقطه ی صفر" است. گذشته را فراموش کنید و لحظه ی پیش روی خود را "نقطه ی صفر" زمانی خود در نظر بگیرید: جوری رفتار کنید که انگار هر چه که دارید همین الان بدست آورده اید. راهی ساده برای این کار این است که وانمود کنید که فراموشی گرفته اید. خود را در وضعیت کنونی تجسم کنید، اما بدون هیچ اطلاعی از گذشته. به این شیوه تمرکز بر روی وضعیت کنونی ساده تر می شود و از تعصبات و تعلقات به تصمیماتی که در گذشته گرفته اید رها می شوید.

4.     از هدف اصلی خود دور می شویم

گاهی اوقات به قدری بر روی زمان و تلاشی که تا کنون هزینه کرده ایم تمرکز می کنیم که هدف نهایی خود را به کلی فراموش می کنیم. به وسیله وابسته می شویم و هدف را فراموش می کنیم.

راه حل

همیشه اهداف بلند مدت خود را در نظر داشته باشید. هیچ وقت هدف بزرگ خود را با وسایلی که برای رسیدن به آن هدف انتخاب کرده اید و به آن ها وابسته شده اید، اشتباه نگیرید. هیچ وقت به دنبال توجیه وضعیت کنونی اشتباه خود نباشید.

مثالی دیگر: فرض کنید هدف اصلی شما خوش گذرانی است، پس فیلمی را می خرید. اگر از فیلم خوشتان نیاید، نباید فراموش کنید که هدف شما صرف کردن دو ساعت وقت برای تماشای یک فیلم نبوده بلکه تفریح بوده، پس فیلم را قطع کنید و جور دیگری تفریح کنید.



گذشته را فراموش کنید و به زندگی خود ادامه دهید

این مطلب اصلا به این منظور نیست که کار های خود را نیمه کاره رها کنید. هدف اصلی این است که همواره وضعیت فعلی خود را در نظر داشته باشید. اگر تصمیم به ادامه ی کار خود دارید، که چه خوب. هشیارانه این کار را انجام دهید و به خاطر دلایل درست.

به یاد داشته باشید که مثال های بزرگترین هزینه ی غرق شده ای که می پردازید در مورد زمان است، چیزی که به هیچ وجه نمی توانید باز پس گیرید: لحظاتی را که تا کنون زندگی کرده اید رفته اند و هیچ وقت قابلیت پس گرفتن آن را ندارید. از سر کردن در گذشته بیرون آیید و همین الان از لحظات کنونی زندگی خود حداکثر استفاده را ببرید.

 

با آرزوی موفقیت




برچسب ها : تله ی فکری , تله ی ذهنی , هزینه نابرگشتنی , هزینه ی غرق شده , موفقیت , تلاش ,
دسته بندی : آموزش های مفید , مشاوره ,
 

آخرین مطالب

» تکنیک حل مسئله SCAMPER ( یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 )
» با ما همراه باشید ... ( یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 )
» آزمایشگاه ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» برف بازی ( پنجشنبه 26 بهمن 1396 )
» هرم یادگیری ( شنبه 16 دی 1396 )
» شش دغدغه افراد باهوش ( شنبه 2 دی 1396 )
» جبران کمبود خواب ( شنبه 25 آذر 1396 )
» مراسم روز بزرگداشت حافظ ( شنبه 22 مهر 1396 )
» 12 نکته برای بالا نگه داشتن سطح انرژی ( پنجشنبه 13 مهر 1396 )
» هر هفته، سال نو مبارک !!! ( چهارشنبه 8 شهریور 1396 )
» تله ی ذهنی نسبیت ( دوشنبه 6 شهریور 1396 )
» لیست 100 تایی ( دوشنبه 30 مرداد 1396 )
» عادت "چرا؟" ( دوشنبه 23 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان (قسمت دوم) ( یکشنبه 22 مرداد 1396 )
» استراتژی های کاربردی در استفاده از جعبه ی زمان ( چهارشنبه 18 مرداد 1396 )